برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
تقریبا، این تقریبا مساوی و یا بیشتر از صد در صد است فی الواقع.با این تقریب مطمئن بودم که کسی برای تعطیلات عید همراه من نمی شود.چرایش را نمی دانم.واقعا چرا؟من که دوست خوبی هستم و دوستان خوبی هم دارم؟
اما و اتفاقا این بهترین دوست هایم هستند که خیلی ریلکس و بدون اینکه حداقل دمی درنگ کنند؛یا پیشنهاد جای باحال تری را می دهند(احمد) یا به دل خجسته ام درود می فرستند(سارا)یا آرزوی سفر خوشی را برایم می کنند(نیلوفر) یا در جستجوی منابع پول های بادآورده من می گردند(هدیه).
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
اتفاق خوب این چند روز یاد گرفتن روش درست کردن خورشت فسنجان بود.یعنی کافی ست من روش پخت را یاد بگیرم.آنچنان غذایی می پزم که یاددهنده خودش باورش نمی شود.اما...آخ اما، هنوز جرات پلو پختن را پیدا نکرده ام.
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
به عنوان کسی که در یک شهر کوهستانی کوچک زندگی می کند و می تواند در یک روز زمستانی از پشت پنجره محل کارش بیرون را نگاه کند و برف را ببیند و چای بنوشد،از خداوند سپاسگزارم.
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی
برچسب:
نویسنده: ایلیا محمدی